بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

176

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

الوان بياميزد و حايل برف و سرما از راه برخيزد بر صوب خراسان نهضت كند ، و مهماتى كه پارسال « 1 » باعذار ظاهر « 2 » اتمام آن متعذر گشت امسال بفيصلى رساند ، ( و باحياء « 3 » ) مراسم عدل و سياست شورى « 4 » كه در آن ديار انگيخته شده است بنشاند ، و موات امان را نشورى دهد ، و ما توفيقى الا بالله و عليه « 5 » توكلت و اليه انيب . چون مصالح جانبين حقيقت اتحاد گرفته است و سمت تباين از صورت مهمات برخاسته و در خير و شرّ و نفع و ضرّ ميان هردو حضرت مساهمت و مقاسمت كلى حاصل آمده « 6 » از كليات و جزوياّت عزايم و احوال بتعويل كرم مجلس سامى اعلام داده مىآيد ، توقع است كه بسمع شفقت و حفاوت استماع افتد ، و در مستأنف روزگار و مستطرف احوال برقرار بساط مباسطت ممدود و طريق مباينت مسدود دارد ، و چون فلان « 7 » از اداء مفروض و مسنون و مظهر « 8 » و مكنون رسالات فارغ شود باجازت انصراف او مضايقت نفرمايد ، و بر تعاقب معتمدان آن « 9 » حامل مخاطبات و موصل مكاتبات - چنان كه از آن اصل بزرك سزد و بدان گوهر پاك زيبد و در آن كرم عهد خورد « 10 » و بدان حسن سيرت لايق باشد - فرستد و تمهيد قاعدهء استعلام و اعلام كه اعلام موالات بدان منتصب شود لازم شمرد ، و بمرادى كه باشد اشارت دريغ ندارد ، تا بجوامع اجتهاد در « 11 » تحصيل آن كوشيده آيد ، و رقم نجح بر ناصيهء آن كشيده شود ، ان شاء الله تعالى ( وحده العزيز « 12 » ) . هم به حضرت عراق ايراد مىافتد در شهور « 13 » سنهء ثمان و سبعين « 14 » و عذر تأخير در ارسال مكتوبات تمهيد كرده مىآيد زندگانى مجلس سامى در استيفاء انواع شادكامى و اقتفاء آثار نيكونامى دراز

--> ( 1 ) پيرارسال ( 2 ) سا . ( 3 ) تا احياء . ( 4 ) و شورى . ( 5 ) عليه . ( 6 ) كرده . ( 7 ) فلان را . ( 8 ) و مظهور . ( 9 ) سا . ( 10 ) درخورد . ( 11 ) و . ( 12 ) سا . ( 13 ) سا . ( 14 ) ضا ، و خمسمائة .